۱۳۹۱ بهمن ۳, سه‌شنبه

قاتلین باالفطره ی دولت آخوندی

دولت جمهوری ایران همانند سگ هاری ست که برای مخالفانش چه در داخل ایران و چه بیرون از خاک ایران و همه ی مردم دیگر کشورها هویداست.



هر روز دست به اعدام و کشتار و خونریزی می زند. فکر نمی کنم هیچ دولتی به این وقیحی باشد که به خود اجازه دهد جان مردمانش را به خاطر دزدی و زورگیری بگیرد و آنها را بالای چوبه های دار ببرد!!!
اما جنایتکاران جمهوری آخوندی ایران به خاطر ایجاد رعب و وحشت در دل و جان مردم دست به چنین اعمال وحشیانه ای میزنند.



حالا هم که نزدیک به انتخابات ریاست جمهوری ست،آنها این اعمال ننگین خود را از روی قصد و نیت در ملاء عام انجام می دهند تا مردم را بترسانند که مبادا به فکر اعتراض بیافتند. و مخصوصا در جایی این کار را انجام می دهند که احساسات هنرمندان را جریحه دار کنند یعنی خانه هنرمندان.این هم نوعی شکنجه ی روحی ست برای قشر هنرمند که از این طریق فریاد آنها را نیز در گلو خفه کرده باشند، اما غافل از اینکه یک هنرمند همیشه دردهای جامعه برایش در الویت قرار دارد و هر کاری می کند تا فریاد دادخواهیش را به گوش جهان برساند و از این همه ظلم و بیدادی که می بیند در حق هم نوعانش شده از طریق هنرش پرده بردارد.



به امید روزی که ظلم و بیداد در جهان پایان یابد مخصوصا در کشورم ایران. 

۱۳۹۱ دی ۲۶, سه‌شنبه

صدور وثیقه برای سه نفر از هنرمندان بازداشتی در تهران

روز یکشنبه برابر با ۲۴دیماه ۱۳۹۱ جهت آزادی روزبه بمانی، افشین مقدم، علیرضا افکاری، هنرمندانی که به اتهام سرودن ترانه و آهنگسازی برای خوانندگان مقیم امریکا بازداشت شده بودند قرار وثیقه صادر شده است.

بر اساس اخبار رسیده از منابع آگاه به کمیته گزارشگران حقوق بشر، روز سه شنبه ۱۹ دیماه ماموران پلیس امنیت اخلاقی نیروی انتظامی جمهوری اسلامی با دستور مقامات قضایی اقدام به بازداشت ۵ نفر از هنرمندان کرده بودند که‌‌ همان روز دو نفر از آنان به نام معین راهبر و شخصی که به نام «دی جی ممسی» فعالیت می‌کرد آزاد شدند.




لازم به ذکر است که معاون پلیس امنیت اخلاقی ناجا در مصاحبه‌ای اعلام کرده بود که این افراد در ارتباط با شبکه‌های ماهواره‌ای معاند و به همراه آلات و ادوات جرم بازداشت شده و به مقامات قضایی معرفی خواهند شد.


کمیته گزارشگران حقوق بشر

۱۳۹۱ دی ۱۹, سه‌شنبه

فرزندان مریوان، زانیار و لقمان را می خواهند بکشند

زندگی و مرگ انسانها دست انسانهای دیگر نیست که ببخشند یا بگیرند .
طبق اخباری که در این سی و چند سال از حکومت فاشیستی ایران شنیده ایم گردن گرفتن جرم، توسط زندانیان بی گناه، کم نبوده است و با زور و کتک و تهدید بلایی بر سر زندانیان بی گناه آورده اند که به کارهایی که نکرده اند اعتراف کنند.
بی شک لقمان و زانیار مرادی، دو فرزند مریوان در طی نه ماه شکنجه و آزار و اذیت و تهدید به تجاوز مجبور به اعتراف قتل پسر امام جمعه ی مریوان  شده اند.

 

دست دولت جمهوری آخوندی ایران برای تمام مردم ایران و دنیا خیلی وقت پیش رو شده است و حکومت ایران بخاطر اینکه جنایت هایش را توجیه کند،زندانیان را به شبکه های جاسوسی و قاچاق مواد مخدر نسبت می دهد و این عمل آنها در حال حاضر بچه گانه ترین و ابتدایی ترین راه حلی است که یک حکومت دیکتاتوری می تواند استفاده کند.
لقمان و زانیار را به جاسوسی برای دولت انگلستان وهمینطور به همکاری با حزب کومله کردستان نسبت داده اند ولی  خانواده ی آنها و بعد از  چندی هم طی نامه ای از خود زانیار و لقمان که از داخل زندان نوشته شده بود ،خبر از شکنجه و تهدید به تجاوز جنسی شدن بود که لب آنها را به اعتراف دروغی و ساختگی باز کرد.
اما سوالی برای من پیش آمده است ، من نمی دانم که آیا کمیسیونی بنام حقوق بشر در دنیا وجود دارد یا نه؟
چون فقط حرف است و حرف است و حرف، در ایران چه کرده اید ؟ آهای عوامل حقوق بشر کدام زندانی بوسیله ی تیغ برنده ی شما از ضرب و شتم و اعدام جان سالم برده است.
به گمانم حقوق بشر دکانی است برای خوب جلوه دادن بعضی از آدم ها ، اعضای شما بسیار خوب و شیوا و با احساس صحبت می کنند ،اما کاش حرف نمی زدید و عمل می کردید.
تعداد زندانیان سیاسی در ایران روز به روز بیشتر می شود فقط برای گفتن حقیقت ولی زبان از حلقوم شان بیرون کشیده می شود .مجریان جعبه ی جادویی (تلویزیون)در تمام دنیا آه و افسوس می کشند، ولی بدرد زندانیان محکوم به اعدام نمی خورد،اگر یک لحظه خودت را جای بی گناهی بگذاری که طناب دار دور گردنش حلقه شده است دیگر آه نمی کشی ، نفست در گلو خفه می شود.
بغض در گلو دارم و نفسم در سینه مانده است.
راستی فکر می کنم در بعضی از ضرب المثلها باید تجدید نظر کرد مثل سر بی گناه پای دار میره ولی بالای دار هم میره خیلی هم میره...

۱۳۹۱ دی ۱۳, چهارشنبه

بی خبری از وضعیت میلاد دهقان همه را نگران کرده است

با او چه کرده اند؟! او را به کجا برده اند؟! آیا او هنوز زنده است یا مانند هم قطاریهایش، جسدش را به گورهای دسته جمعی سپرده اند؟!
چه ناعادلانه رفتار می کنند قاتلان و وحشیان جمهوری آخوندی!



الآن بیست و چهار روز است که از میلاد دهقان، فعال سیاسی خبری نیست. تا قبل از این بارها او را احضار کرده بودند و از او بازجویی کردند ولی این بار همزمان با دستگیری اش در تاریخ نوزدهم آذر ماه در یکی از میدان های شهر خوزستان به خانه پدری و عمویش حمله کرده اند و تمام وسایل شخصی میلاد را با خودشان برده اند.
میلاد دهقان،فعال سیاسی عضو سازمان جوانان حزب پان ایرانیست است.
امیدواریم هر چه زودتر خبر سلامتی و آزادی میلاد و دیگر زندانیان در بند رژیم را بشنویم و به امید سرنگونی هر چه زودتر رژیم و جنایتهایش.