۱۳۹۲ مرداد ۱۸, جمعه

اینجا ایران است و همه چی قرو قاطی



اینجا ایران است و همه چی قرو قاطی، هیچی سر جایش نیست، نه الان بلکه سال هاست ، حالا هم که نوبت به یکی از جیره خوران دولت آخوندی که خود یک عمامه سر کثیف دیگری است رسیده است . مگر می شود در دستگاه دولتی آنهم دولت خونخوار جمهوری آخوندی کار کرد و هم پیاله سران نبود ، بی شک شخصیت هایی که به پست ها و مقام های بالایی می رسند کسانی هستند که از گردونه های خودشان بیرون می ایند و همه می دانیم که سیاست چیز کثیف و باطلی است .در سیاست برادر به برادر پدر به پسر رحم نمی کند چه برسد به اینکه آدم ها از قشر های مختلف و با دید گاهای متفاوت در راس کار باشند . اما دوباره نوبت به دار و دسته رفسنجانی ها و خاتمی ها رسیده است و حسن روحانی را علم کردند تا به مقاصد شوم خود برسند، اگر نگاهی کوتاه به گذشته  بیاندازیم کاملا متوجه می شویم که در زمان رفسنجانی همان اکبر شاه معروف چه شد و همین طور در زمان خاتمی همان سوپاپ اطمینان مورد مقبول مردم.هم دوره ای های خاتمی ناطق نوری و ری شهری هم کاندیدا بودند ، ولی سیاست دنیا و همین طور ایران پای خود را بر روی پوست پیاز احساس می کردند ، با هم همراه شدند تا از این تلاطم بیرون بیایند . 



همین طور که می دانید رنسانس اروپا بعد از یک سیاهی مطلق به نام قرون وسطی اتفاق افتاد ، به قدری حکومت مذهبی وکلیسا بر مردم ظلم روا داشت که تاب و توان مردم تمام شد و دست به انقلابی بزرگ زدند. این اتفاق تا قبل از دوره ی خاتمی می توانست بیفتد که سیاست بر این شد که شخصی بر روی کار بیاید که نامش خاتمی بود و با رها کردن بعضی از مسائل جزئی فرهنگی در ایران مردم را به سکوت بکشاند در غیر این صورت اگر شخصیت های دیگری مانند ری شهری وناطق نوری بر راس کار بودند و با همان راه روش قبل شاید پرونده حکومت اسلامی در ایران بسته می شد . همین اتفاق در دوره روحانی افتاده است ، یعنی در زمان ریاست احمدی نژاد ایران ازتمام لحاظ چه اقتصادی ، چه فرهنگی ، چه اجتماعی و چه و چه وچه به قهقرا کشیده شده بود و ای کاش این اتفاق چند سال دیگر می افتاد و حسن روحانی روی کار نمی آمد تا دوباره مانند زمان خاتمی سر مردم را با آزادی های جزئی و خنده دار شیره نمالند چون به عقیده ی من هر انقلابی توسط قشر روشن فکر شروع وبه دست قشر کارگر پایان می پذیرد. در دوره احمدی نژاد این اتفاق بصورت انفجاری رخ داد و اگر زمان ادامه پیدا می کرد اتفاق های بهتری در پیش روی ایران و مردم ایران بود. اما با آمدن روحانی هنوز که چیزی تغییر نکرده است ،هنوز اعدام ها را در ایران داریم، هنوز آزادی نداریم ، هنوز تورم 42 درصدی داریم ،هنوز تحریم ها را داریم و خیلی چیز ها را داریم ذخیره دولت کم است شاید از جیب آقایان باید خرج شود که این هم بعید بنظر میرسد چون آخوند جماعت دست بخشش ندارد. در هر صورت اگر روحانی می خواهد دستش باز باشد باید در مسیر اعتدال حرکت کندو در مسائل اتمی نگاهی دیگر گونه بیندازد ،یعنی هر چه تا به حال پول صرف مقابله با کشور های خارجی شده است در رابطه با مسائل اتمی و هسته ای تمام شده فرض کنیم و دوباره روز از نو روزی از نو که این هم از سیاست دنیا سر چشمه میگیرد. همان طور که امریکا و دیگر ابر قدرت ها برای فروش اسلحه هایشان جنگ راه می اندازند تا به پول برسند این بازی هم بازی شناخته شده ای بود که ما مجبور به قبول شرایط و قوانین از پیش تعیین شده ی این بازی ها هستیم چون باید سرمایه این مملکت و مردم ایران در جیب دیگران برود وهمیشه خودمان در مضیقه باشیم.


به هر حال روحانی با مسائلی چون تورم زیاد، بیکاری، جنگ میان جناح ها ، مسائل فرهنگی و کلا رشد نزولی ایران در همه چیز و اینکه اگر او شخصی امین خوب باشد دوباره چند سال باید حد ر برود تا تمام بار مشکلات ایران به نقطه ی شروع برسد حالا رشد آن پیشکش، واین نمی تواند رخ بدهد چون در سوی دیگر شخصی به نام علی خامنه ای رهبر جنایتکار ایران است ودر ایران هیچ کس آب بدون اجازه او نمی خورد،زیرا مسئله مسئله ثروت و جاه و مقام است، و آنها بقول معروف (کیسه یکی هستند). بی شک با هم سر تمام مسائل به توافق رسیده اند ، واین را هیچ وقت فراموش نکنیم که آنها اشغالگران غیر ایرانی هستند که دلشان برای مردم ایران نمی سوزد

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر